ترانه سرا

ترانه های عاشقانه و شعر نو

ترانه سرا

ترانه های عاشقانه و شعر نو

ترانه سرا

شعر، نشانه یک زندگی عالی و بشری است. مردم با خیال زندگی می کنند و بهترین چیزی که خیال را تحت تاثیر قرار می دهد شعر است، پس این واقعیت که نقش روزمره کننده را ایفا می کند و شعر، حقیقتی است که اگر نمی شود سراینده آن بود، می توان دست کم خواننده آن شد و از روزمرگی رهید.


شعر در کوتاه ترین و موجزترین و خوش آهنگ ترین و مناسب ترین همنشینی واژه هایی آشنا، ما را با معنایی درگیر می کند که برای عقل، نامفهوم و موهوم و بیگانه است، اما برای دل و جان، آشنا و حس شدنی است. شعر، میزبانی صادق است که قلب مخاطبان مستعد خود را هدف قرار می دهد و آنان را به ساحت ناممکن ها و ناباوری ها فرا می خواند تا خود ببینند و باور کنند که اگر ایمان و عشق باشد، هر ناممکنی ممکن می شود.

این وبلاگ برای دوستداران قالب شعری ترانه و شعر نو طراحی شده و هدف آشنایی با قالب ترانه و معرفی اشعار عاشقانه و زیبا است که از شاعری نوجوان به نام امیرمهدی صفایی آماده شده.

آخرین مطالب

۲۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترانه» ثبت شده است

قالب ترانه اصولا قالبی مجزا است که برای هم بستر شدن با موسیقی سروده می شود اما گهگاهی اشعار کهن هم قابلیت هم بستر شدن باموسیقی را دارند ااما اصولاً اشعار کهن در این قالب زیاد موفق نخواهند بود اما این غزل از غزل سرای معاصر محمدعلی بهمنی توانست در بین ترانه ها از جایگاه بالا و محبوبی برخوردار باشد.

                                   خرچنگ های مردابی

دراین زمانه‌ی بی‌های‌وهوی لال‌پرست
خوشا به حال کلاغان قیل‌وقال‌پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه‌ی خود را
برای این همه ناباور خیال‌پرست

به شب‌نشینی خرچنگ‌های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال‌پرست

رسیده‌ها چه غریب و نچیده می‌افتند
به پای هرزه‌علف‌های باغ کال‌پرست

رسیده‌ام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمال دار برای من کمال پرست

هنوز زنده‌ام و زنده بودنم خاری‌ست
به تنگ‌چشمی نامردم زوال‌پرست

محمد علی بهمنی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۴ ، ۰۱:۳۸
ترانه سرا


میگن اینجا جای من نیست

اما راهمو میدونم


 اگرم از پا بیفتم

 آخرش رو پا میمونم


 جای تردیدی نمونده

 منم و یه دنیا جاده


 میرم و برنمیگردم

 با همین پای پیاده


 آخه بازنده که پیروز نمیشه

 میدونم باید تا آخرش برم


 همه ی برنده ها مثل همن

 من میتونم این نبردو ببرم


 وقتی هیچ کس منو باور نداره

 منم و یه سایه ی همیشگی

 

 یاد گرفتم به خودم تکیه کنم

 یاد گرفتم که همینه زندگی


 از همینجا تا رسیدن

 نگو که فاصله دوره


 نگو که هرگز نمیشه

 نگو که این گره کوره


 منو از رویا نترسون

 از این باور دیرینه


 کسی جز من نمیدونه

 که این رویا چه شیرینه


 عمریه در حسرت رسیدن برنده هام

 عمریه از قفس کوچکم آزادی میخوام


 وقتی هیچ کس منو باور نداره

 منم و یه سایه ی همیشگی


 یاد گرفتم به خودم تکیه کنم

 یاد گرفتم که همینه زندگی

امیرمهدی صفایی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۴ ، ۰۷:۲۲
ترانه سرا

 اشکامو هدیه میکنم به جاده جدایی مون


به التماس آخرم دو واژه نرو بمون


اشکامو هدیه میکنم به رفتنت بدون من


به تلخی این واقعه حادثه جدا شدن


اشکامو هدیه میکنمبه قاب عکس روبروم


قطره به قطره میچکم تا بشکنه بغض تو گلوم


حس میکنم بی اختیاراینهمه عکسو یادگار


حریف رفتنت نشن میری به رسم روزگار


اشکامو هدیه میکنمبه این ترانه ، این صدا


به اینکه تو اول راه قصه رسید به انتها


حس میکنم بی اختیاراینهمه عکسو یادگار


حریف رفتنت نشن میری به رسم روزگار


امیر مهدی صفایی

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۹
ترانه سرا

نکنه روز سفرم
خاتون خونه مادرم
وقت روبوسی آخرم
دستپاچه شد آب و نریخت پشت سرم
واسه اینه که در به درم
با غصه ها همسفرم

نکنه روز سفرم
همسایه ها دور و برم
هدیه می دادن ببرم
کاسه آب خالی نشد پشت سرم
واسه اینه که در به درم
با غصه ها همسفرم

مادرم وقت نمازش
لحظه راز و نیازش
اسمم و می گفت و اشکاش
می ریخت رو صورت نازش

قسمم می داد بمونم
قدر ایران و بدونم
راست می گفت حالا میدونم
کشورم بسته به جونم

به کسی که اینجا دارم
نوشتم می رم دیارم
حالا بیشتر از همیشه
واسه خونه بی قرارم

قسمش دادم به جونم
نوشتم خواهشی دارم
پشت سرم آب و نریزی
فکر بازگشتی ندارم

نکنه روز سفرم
خاتون خونه مادرم
وقت روبوسی آخرم
دستپاچه شد آب و نریخت پشت سرم
واسه اینه که در به درم
با غصه ها همسفرم
چی شد چی اومد به سرم
که عمری در به درم

ژاکلین



۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۲۲
ترانه سرا

تو اگر می دانستی

تو اگر می دانستی

که چه رنجی دارد

خنجر از دست عزیزان خوردن

از من خسته نمی پرسیدی

آه ای مرد چرا تنهایی؟...

ایرج جنتی عطایی

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۴۵
ترانه سرا

تمومِ فکرِ من اینِ  /  چی میشه فکرِمن باشی


یه عمره عاشقت هستم/یه لحظه عاشقم باشی


                         امیرمهدی صفایی


نظر یادتون نره،نظرهاتون به ترانه سراها امید میده.

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۴۱
ترانه سرا

 
 صدای تو
 بیداری ریشه ، آواز سبز برگه

 


 صدای تو
 پر وسوسه مثل شبخونی تگرگه

 


 صدای تو آهنگ شکستن
بغض یه دنیا حرفه
 تصویری از آواز صریح
 قندیل و نور و برفه
 هیشکی مثل تو نبود
 هیشکی مثل تو منو باور نکرد
 هیشکی با من مثل تو
 توی نقب شب من سفر نکرد
 هشکی مثل تو نبود
 ساده مثل بوی پاک اطلسی
 یا بلوغ یه صدا
 میون دغدغه ی
دلواپسی
 تو غرورت مثل کوه
 مهربونیت مثل بارون ، مثل آب
 مثل یه جزیره ، دور
 مثل یه دریا ، پر از وخشت خواب
 هیشکی نثل تو نرفت
 هیشکی مال تو نموند


شعرهای تنهاییمو
 هشکی مثل تو نخوند


 همه حرفام مال تو
 همه شعرهام مال تو


 دنیای من شعرمه
 همه دنیام مال تو

 ایرج جنتی عطایی

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۸:۳۷
ترانه سرا

در قدیم

واژةٔ ترانه در قدیم در معنای رباعی به‌کار می‌رفت. در معنی دیگری در قدیم به هر تصنیفی که سه گوشه داشته باشد ترانه گفته می‌شد. در قدیم هم‌چنین واژهٔ ترانه را گاه در معناهای سرود، نوا و نغمه به‌کار می‌بردند.

دوران معاصر

در دوران معاصر، قافیه‌دار بودن و سازگار بودن شعر با عروض دیگر از پیش‌شرط‌های ترانه بودن یک شعر نیست.

درون‌مایهٔ ترانه‌ها معمولاً توده‌ای و عامیانه و احساسی است. فراق، غربت، عشق و محبت، دشمنی، دادخواهی، مبارزه با ظلم و ستم، آموزش و ... از موضوعات اصلی ترانه‌ها هستند.

در ابتدای دورهٔ معاصر اکثر ترانه‌های فارسی تغزل به سبک عراقی بوده و به پیروی از بزرگان این سبک مانند حافظ و سعدی سروده شده‌است. از آن‌جا که تنها سبک موجود آن روزگار موسیقی ردیفی و دستگاهی بود، تا سال‌ها در زبان و قالب ترانه تغییر جدی پدید نیامد.

در سال‌های آغازین دههٔ پنجاه، با آغاز موج نوی ترانه یا همان ترانهٔ نوین و تولد موسیقی پاپ در ایران، زبان به فراخور موسیقی دچار شکستگی شد و به واقع به زبان گفتاری مردم کوچه و بازار نزدیک شد. ترانه از آن پس از تعاریف قالب‌های کلاسیک بیرون آمد و در حقیقت تعریف آن دیگرگون شد. از آن تاریخ تا امروز تغییر بنیادین به مثابهٔ آنچه در دههٔ ۵۰ اتفاق افتاد، در ترانه رخ نداده‌است. ولی شاهد فراز و نشیب‌های بسیاری به فراخور تغییرات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، در آن بوده‌ایم.


۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۵۹
ترانه سرا