یادمه‘ بادبادکامون یادمه
خنده ی عروسکامون یادمه
هنوزم یادم میاد‘ تنگه غروب
قصه ی سوار زین نقره کوب
دستای حنایی مادربزرگ
قصه ی رستم و دیو‘ بره و گرگ
عصای پدربزرگ باصفا
چرخش زغال قلیون تو هوا
یادمه‘ بادبادکامون یادمه
خنده ی عروسکامون یادمه
هنوزم یادم میاد‘ تنگه غروب
قصه ی سوار زین نقره کوب
دستای حنایی مادربزرگ
قصه ی رستم و دیو‘ بره و گرگ
عصای پدربزرگ باصفا
چرخش زغال قلیون تو هوا
همیشه
همیشه ، همیشه خواستم
که همیشه با تو باشم
پاک نشم از روى شیشه
مثل یک قصه تموم شم
همیشه ، همیشه خواستم
که تو عاشقم بمونى
تن ِ من یه برگى تشنه
تو مثل شبنم بمونى
همیشه ، همیشه خواستم
توى آغوش تو باشم
از دورى ز تو نترسم
توى فکر اون نباشم
همیشه ، همیشه خواستم
اما تو هرگز نخواستى
جنس اشکامو رو گونه ام
تو ندیدى ، نشناختى
نمى خوام ، هرگز نخواستم
بین ما فاصله باشه
یادگارى از من و ما
تنها یه ترانه باشه
نمى خوام ، هرگز نخواستم
لحظه اى از تو جدا شم
مثل فصلى که تموم شد
واسه تو خاطره باشم
همیشه ، همیشه خواستم
توى آغوش تو باشم
از دورى ز تو نترسم
توى فکر اون نباشم
همیشه ، همیشه خواستم
اما تو هرگز نخواستى
جنس اشکامو رو گونه ام
تو ندیدى ، نشناختى
همیشه ، همیشه خواستم
واسه تو خواستنى باشم
اگه موندى پات بمونم
هر جا رفتى همسفر شم
همیشه ، همیشه خواستم
فردامو با تو ببینم
واسه تو ، تو بستر شب
من ستاره ها بچینم
امیرمهدی صفایی